این روزها 3

روزها و ساعت ها می گذرند

  من هم می گذرم  از روزها و ساعت هایم

با هم یکی خواهیم شد

تا فراموش کنم آنچه بر من و روزهایم گذشت

88.4.25

4 پاسخ به “این روزها 3”

  1. چه تنهایی عجیبی است

    بی دوستانم

    بی شهرم

    بی سازم

    بی خنده های تو

    .

    .

    زمان می گذرد بی تردید

    بیا با هم بخوابیم ساعت من
    .
    .
    .
    .
    این شعر رو برای لحظه هایی نوشته بودم که همه وجودم دلتنگی بود و تمنا

  2. سلام سمیرا

    مرسی، منم خوشحالم که اومدی و خوندی

  3. مصطفی موسوی می‌گوید:

    من تازه فهمیدم اینجایی
    کار خوبی کردی فعال کردی این گاه نگار رو دوباره
    .
    اونجا شعری از خودت نمی گذاشتی
    ولی خیلی خوبه ، شعر عالیه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.