این روزها 3
روزها و ساعت ها می گذرند
من هم می گذرم از روزها و ساعت هایم
با هم یکی خواهیم شد
تا فراموش کنم آنچه بر من و روزهایم گذشت
88.4.25
روزها و ساعت ها می گذرند
من هم می گذرم از روزها و ساعت هایم
با هم یکی خواهیم شد
تا فراموش کنم آنچه بر من و روزهایم گذشت
88.4.25
ژوئیه 29, 2009 در 7:28 ب.ظ.
چه تنهایی عجیبی است
بی دوستانم
بی شهرم
بی سازم
بی خنده های تو
.
.
زمان می گذرد بی تردید
بیا با هم بخوابیم ساعت من
.
.
.
.
این شعر رو برای لحظه هایی نوشته بودم که همه وجودم دلتنگی بود و تمنا
ژوئیه 29, 2009 در 7:33 ب.ظ.
زمان می گذرد بی تردید امین
اوت 3, 2009 در 8:45 ق.ظ.
سلام سمیرا
مرسی، منم خوشحالم که اومدی و خوندی
اوت 3, 2009 در 2:31 ب.ظ.
من تازه فهمیدم اینجایی
کار خوبی کردی فعال کردی این گاه نگار رو دوباره
.
اونجا شعری از خودت نمی گذاشتی
ولی خیلی خوبه ، شعر عالیه